على محمدى خراسانى
17
شرح منطق مظفر (فارسى)
ديگرى هستند . مثلا قواعد صرفى و نحوى به منظور حفظ لسان از خطاى در مقال است ، و گرنه نفس آموختن اين قواعد ، ارزشى ، مطلوبيت و موضوعيتى ندارند . يا هدف از قواعد علم اصول فقه عبارت است از آگهى مجتهد از قواعد استنباط احكام و سپس به كارگيرى آنها در مقام اجتهاد و استنباط و گرنه نفس آموزش اين قوانين ، مطلوبيّتى ندارد . همچنين است قواعد علم رجال - حديث و . . . منطق از جملهء علوم آلى است ، يعنى هدف ، شناختن نفس مسائل و قواعد علم منطق نيست ، بلكه هدف اصلى به كارگيرى آنها در مقام استدلال است . فيسلوف در استدلالهايش ، اصولى ، رياضىدان ، طبيعىدان و هر استدلالكننده ديگر در مقام استدلال ، براى مراد خودش از اين قواعد استفاده كرده و استدلال خود را براساس موازين منطقى بازگو و تنظيم مىكند ، تا بتواند بر حقايق مجهول فائق آيد و هرچه بيشتر بر معلومات خويش بيفزايد و اگر از قواعد منطقى مطلع نباشد استدلالهايش بىارزش است . اگر هم احيانا استدلالى منتج باشد ، از مقولهء تيراندازى در تاريكى است ، كه هدف را نديده تير مىاندازد ، صد تير از هدف فاصله داشته و اتفاقا تيرى هم به هدف مىرسد . ب : كلمهء قانونية : آلت و واسطهء كار بر دو قسم است : 1 . آلت و وسيلهء امور جزئيه و خاصّه ، از قبيل تيشه ، كه آلت هيزمكنى است ، و ارّه ، كه آلت نشر و بريدن است ، و تبر ، كه آلت جدا كردن است و . . . 2 . آلت امور كليّه و عامّه ، از قبيل صرف و نحو كه براى حفظ لسان از خطاى در مقال به كار مىرود و قواعد معانى و بيان و بديع كه براى معرفت فصاحت و بلاغت آليت دارد و . . . منطق از قسم ثانى است . يعنى آلتى است قانونى و عام و كلّى . يعنى قواعد منطق ، يك سلسله راهها و روشهاى عامّ و كلّى در اختيار ما مىگذارد كه براى همهء علوم و دانشهاى استدلالى سودمند ، بلكه لازم است . در همهء علوم اعمّ از : فلسفه - كلام ، فقه و اصول ، تفسير ، حديث ، رجال ، رياضيات و علوم طبيعى از قبيل : طب ، فيزيك ، شيمى و . . . اين قواعد كاربرد دارد . هيچ علمى در جهان ، خود را از اين قواعد مستغنى نمىداند بلكه در همهء علوم ، منطق به ما مىآموزد كه چگونه از معلومات